![]() |
کتابخانۀ ديجيتال مرکز اسلامی انگليس |
|
- اعطاء و انعام خداوند به مقدار ظرفيت و استحقاق هركس و هر چيز است - |
آنگاه بيان مى كند كه امساك جود و يا ساده تر بگويم ندادن خدا نعمتى را به چيزى يا به كسى ، يا زياد دادن ، يا كم دادن تابع و برابر مقدار ظرفيّتى است كه در آن چيز و يا آن شخص است و بيش از آن مقدارى كه داده شده ، ظرفيت نداشته است ، همچنان كه خودش در مثالى كه زده مى فرمايد: (انزل من السماء ماء فسالت اوديه بقدرها).
و نيز فرموده : (و ان من شى ء الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم )،
بنابراين خداى تعالى به هر كس و به هر چيز به آن مقدار كه ظرفيت واستحقاق دارد عطا مى فرمايد كه تعيين اين مقدار در حيطه علم خود او است ، همچنانكه فرموده : (الا يعلم من خلق و هو اللطيف الخبير).
و معلوم است كه نعمت و نقمت و بلا و رخاى هر چيزى به نسبت خود آن چيز است ، كه اين را نيز در آيه زير بيان نموده مى فرمايد: (لكل وجهه هو موليها) و معلوم است كه هر موجودى به سوى وجهه اى روان است كه خاص خود او و غايتى مناسب به حال او است . اين جا است كه خواننده محترم مى تواند حدس بزند كه (سراء) و (ضراء)، (نعمت )، (نقمت )، (بلا) به اين انسان (كه از نظر قرآن كريم در ظرف اختيار زندگى مى كند) امورى است مربوط به اختيار خود انسان : براى اينكه انسان در صراطى واقع است كه آخر اين صراط در صورت درست رفتن ، سعادت و در صورت نادرست رفتن ، شقاوت است و دخالت اختيار آدمى در سلوك درست و نادرست قابل انكار نيست .
و قرآن كريم اين حدس شما را تصديق دارد و مى فرمايد: (ذلك بان اللّه لم يك مغيرا نعمه انعمها على قوم حتى يغيروا ما بانفسهم ) و به حكم اين آيه شريفه نيت هاى پاك و اعمال صالح در روى آورى نعمتى كه به آدمى اختصاص مى يابد دخالت دارد و چون دخالت دارد وقتى كسى نيت و اعمال خود را تغيير دهد خداى تعالى نيز رفتار خود را تغيير مى دهد و رحمت خود را از آنان امساك مى كند، همچنانكه خودش فرمود: (و ما اصابكم من مصيبه فبما كسبت ايديكم و يعفوا عن كثير) كه به حكم اين آيه شريفه نيز اعمال انسانها در نزول آنچه بر سر آدمى نازل مى شود و آنچه از مصائب كه به وى روى مى آورد دخالت دارند، و نيز مى فرمايد: (ما اصابك من حسنة فمن اللّه و ما اصابك من سيئة فمن نفسك ).
و زنهار كه نپندارى كه خداى سبحان هنگامى كه اين آيه را به پيامبر گراميش (صلى اللّه عليه و آله ) وحى مى نمود، اين حقيقت روشن را فراموش كرده و يادش رفته بود كه قبلا با جمله (اللّه خالق كل شى ء) و آيه : (الذى احسن كل شى ء خلقه ) آن را روشن ساخته و فرموده بود: كه هر چيزى كه به دست ما خلق شده فى نفسه و قطع نظر از مزاحمتى كه ممكن است با چيز ديگر داشته باشد حسن است . زيرا خداى تعالى منزه است از فراموشى و خود او فرموده : (و ما كان ربك نسيا).
و نيز از قول موسى (عليه السلام ) حكايت كرده كه در برابر فرعون فرموده : (لا يضل ربى و لا ينسى )، بنابراين معناى اينكه در آيه مورد بحث فرمود: (ما اصابك من حسنة ...) اين است كه آنچه از حسنه و خير به تو مى رسد (كه البته هر چه به تو برسد حسنه است ) از ناحيه خداى تعالى است و آنچه از سيئه و شرور به تو برسد كه البته نسبت به حال تو سيئه و شر است چون با مقاصد و آمال و خواست تو سازگار نيست و گر نه آن نيز براى خودش حسنه است ، بايد بدانى كه نفس خودت به اختيار سوءش آن سيئه و آن شر را به سوى تو كشانيد، و با زبان حال آن را از خداى تعالى درخواست كرد، و خداى تعالى بزرگتر از آن است كه ابتداء شرى و يا ضررى متوجه تو بسازد.
آيه مورد بحث همانطور كه قبلا گفتيم هر چند خطاب را متوجه شخص رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) كرده ليكن معناى آن عمومى و شامل همه مردم است و به عبارت ديگر اين آيه مانند دو آيه ديگر يعنى آيه شريفه (ذلك بان اللّه لم يك مغيرا...) و آيه شريفه (و مااصابكم من مصيبة ...) در صدد بيان مطلبى عمومى است و در عين اينكه متكفل خطاب فردى است ، خطاب در آن خطابى اجتماعى نيز هست : براى اينكه مجتمع انسانى براى خود كينونتى انسانى و اراده اى اختيارى دارد غير آن كينونت و اختيارى كه فرد دارد.
پس مجتمع ، كينونت و وجودى دارد، كه گذشتگان و آيندگان از افراد در آن مستهلك هستند و به همين جهت نسل موجود از آن مؤ اخذه مى شود به سيئات گذشتگان و مردگان مؤ اخذه مى شوند به سيئات زندگان ، و افرادى كه اقدامى به گناه نكرده اند مؤ اخذه مى شوند به گناهان افرادى كه مرتكب گناه شده اند و...
با اينكه اين مؤ اخذه به حسب حكمى كه تك تك افراد دارند هرگز صحيح نيست ، پس معلوم مى شود اجتماع هم براى خود كينونتى دارد و ما در سابق (يعنى در جلد دوم اين كتاب آنجا كه درباره احكام اعمال بحث مى كرديم ) مطالبى در
اين باره ايراد كرديم .